خطايى ، على اكبر

49

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و كتاب او را قبول كردند و به شريعت او در عمل آمدند . اين زمان از تاريخ او چهار هزار سال گذشته است و دين او را تغيير داده ، گروهى بت‌پرست و گروهى آتش‌پرست و گروهى آفتاب‌پرست و گروهى ماه‌پرست و گروهى گوساله‌پرست از گروه يهود و ترسا در زمان سابق رفته‌اند و آنجا باشيده اين زمان بسيارند . و قانون خطاى بر آن است كه از اطراف و جوانب عالم از هرگروه كه بيايند و گويند كه ما خاقان چين را گفت آمديم و درين ديار مىباشيم گويند مىگذارند اگر ابدى درو باشند ، و اگر در اول حال به اين سند نيايند و به سند تجارت و ايلچى بيايند نگذارند ابدى درو باشيدن . لا تشبيه « 1 » گروه مسلمان نيز بسيارند [ كه ] پادشاه خطاى را گويان رفته‌اند و ابدى درو مانده . و در يك شهرى كه كنجان‌فو گويند سى هزار خانه‌وار مسلمان دارد و درو مشك زرچه حاصل مىشود . و از هرگروه كه در خطاى براى باشيدن درآيند از ايشان هرگز مال نگيرند بلكه منصب و بخشش از پادشاهى بدهند . و خاقان چين در خانبالغ [ چهار ] جامع ساخته از براى مسلمانان [ و ] از پادشاهى نود مسجد ساخته‌اند در ممالك خطاى از براى مسلمانان و از براى هر طائفه در زمان سابق جايهاى عبادت از پادشاهى ساخته‌اند . اين زمان نيز به همان قانون است . هر گروه را نشانها و علامتها و ديرهاى جداگانه از پادشاهى ساخته‌اند . « 2 » و لجامعه « 3 » چون به ملك چين روى اى نيك ذات * صد هزاران خلق بينى جمله مات فرقهاى مختلف بىمر دروست * هر رهى را رهروى ديگر دروست هريكى گويد كه اسلام اين ره است * هركه جويد غير اين ره گمره است آن يكى گويد كه اسلام اين بود * هر كه جويد غير اين بىدين بود

--> ( 1 ) - س‌ها : ندارد ( 2 ) - س‌ها : پادشاهى است ( 3 ) - س‌ها : لمؤلفه